سه ساله
صبح که از خواب بیدار میشم
تلگرامتو چک نمیکنم
صفحه اینستاگرامتو باز نمیکنم
نمیرم ببینم پروفایلتو عوض کردی یا پست جدیدگذاشتی
و مبهوت صورتت توی عکس های پروفایل نمیشم
3ساله که اینکارو نمیکنم
چون خودت کنارمی
چون چشمامو که باز می کنم تورو میبینم
نگات می کنم
بعضی موقع باورم نمیشه توکنارمی
محوت میشم
محو اون ته ریشای دراومدت
صورتت که یکم آفتاب سوخته شده
بعضی روزا از صدای خروپفت خنده ام میگیره
بعضی روزاهم بی صدا مثل یه بچه میخوابی و دلم واست میسوزه ک انقدر خسته میشی
توذهنم دنبال جمله میگردم
جمله هایی که بتونن سه سال زندگیو خلاصه توصیف کنن
ولی نمیدونم چرا هیچی به ذهنم نمیاد فکر کنم مُخَم از هجوم کلمه ها و خاطرات زیاد ارور میده
فقط اینو میدونم که اگه زمان به عقب برگرده بازم تورو انتخاب می کنم
با تمام خوبیاو بدیات مهربونی یا عصبانی شدنات،شوخیات،با همه چیزت...!!
برچسب:
نویسنده: متین میرزاپور