خرید بک لینک
یکی از دوستام میگف خواهرش همیشه سانتافه سفید دوست داشته!بعد یه روز یه خواستگار براش میاد که سانتافه سفید داشته ولی خواهرش اونو رد میکنه! دوستم بهش میگه سانتافه سفید داشت خواستگاره‌ها!خواهرش میگه حالا سانتافه نشد 206 ! ولی مهم اینه طرفت بفهمتت!منم دقیقن عشق سانتافه سفید داشتم اما میگم مهم اینه یکیو بخوای و اون بخوادت!سانتافه‌هه بشه 206! بشه هرچی تو باز باهاش عشق میکنی!ماشین اونه که شب به شب ببرتت دور دور و صدای ضبطش مستت کنه!ماشین اونه که سالی چند بار تا شمال ببرتت و خاطره باهاش بسازی و آرزوهاتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 15:28

چقدر هفتاد ٬ هشتاد سال کم استبرای دیدن تمام دنیا برای بودن با تمام مردم دنیاچقدر حیف است که من می میرم و غواصی در عمق اقیانوس ها را تجربه نمی کنممی میرم و حداقل یکبار زمین را از روی کره ماه نمی بینم!!دلم می خواست چند کلیسا ،معبد و مسجد بزرگ جهان را می دیدمو دلم می خواست یکبار هم که شده از ارتفاعی بلند پرواز می کردمدلم می خواست های من زیاداند٬ بلنداند٫ طولانی اند٫اما مهم ترین دلم می خواست های من این است که:انسان باشم٬ انسان بمانم و انسان محشور شوم!چقدر وقت کم است تا وقت دارم باید مهر بورزم٫وقت کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 15:28

اگر خواستی ازدواج کنی با مردی ازدواج کنکه به جای ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪﻭ ﺍﺯ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ می گویند،ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﻧﯿﮑﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺭﮊﯾﻢ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻭ ﺟُﮏ ﻫﺎ و ... صحبت می کنند؛ تو را ﺑﻪ؛دوچرخه ﺳﻮﺍﺭﯼ،کوهنوردی،ﺗﺌﺎﺗﺮ،ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺭﻓﺘﻦ،ﻓﯿﻠﻢ ﺩﯾﺪﻥ،ﺷﻌﺮ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ،كافه ﺭﻓﺘﻦ ﻭﺷﺐ ﮔﺮﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻫﻮا،سفرهای ﺑﯽ ﻫﻮﺍ،ﺑﺎ:ﮐﻮﻟﻪ ﭘﺸﺘﯽ ﻭﻋﮑﺎﺳﯽ ﻭﻧﻘﺎﺷﯽ ﻭﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻫﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ زند...ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ " با تو بودن " ايمان ﺩاشته باشدﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥﻭ ﻫﺮ ﭘﺸﻪ ﯼ ﻧَﺮﯼ ﮐﻪادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 15:28

سه ساله صبح که از خواب بیدار میشمتلگرامتو چک نمیکنمصفحه اینستاگرامتو باز نمیکنمنمیرم ببینم پروفایلتو عوض کردی یا پست جدیدگذاشتیو مبهوت صورتت توی عکس های پروفایل نمیشم3ساله که اینکارو نمیکنمچون خودت کنارمی چون چشمامو که باز می کنم تورو میبینمنگات می کنمبعضی موقع باورم نمیشه توکنارمیمحوت میشممحو اون ته ریشای دراومدتصورتت که یکم آفتاب سوخته شدهبعضی روزا از صدای خروپفت خنده ام میگیرهبعضی روزاهم بی صدا مثل یه بچه میخوابی و دلم واست میسوزه ک انقدر خسته میشیتوذهنم دنبال جمله میگردمجمله هایی که بتونن سه سال زندگیو خلاصه توصیف کننولی نمیدونم چرا هیچی به ذهنم نمیاد فکر کنم مُخَم از هجوم کلمه ها و خاطرات زیاد ارور میدهفقط اینو میدونم که اگه زمان به عقب برگرده بازم تورو انتخاب می کنمبا تمام خوبیاو بدیات مهربونی یا عصبانی شدنات،شوخیات،با همه چیزت...!! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 22:02

چقدر هفتاد ٬ هشتاد سال کم است برای دیدن تمام دنیا برای بودن با ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: دوشنبه 21 خرداد 1397 ساعت: 9:32

اگر خواستی ازدواج کنی با مردی ازدواج کنکه به جای ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍ᥽ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: دوشنبه 21 خرداد 1397 ساعت: 9:32

http://uupload.ir/files/l78w_new_(200).png

کی با یه جمله مثل من
میتونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از
رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد
این کوچه های بی عبور
وقتی به من فک میکنی
حس میکنم از راه دور

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

واقعیت نه پاهایِ رفته ی تو بود نه دلِ شکسته ی من واقعیت خستگیِ دل بود از تکرارِ دلتنگی هایِ مدام از گفتنِ دوستت دارم هایِ بی پاسخ از اینکه هرکه آمد و گفت خوب است ؟ لبخند زدم و گفتم خوب.. سلام دارد اما آنها چه خبر داشتند از بی خبریِ من حتی ؟ گوش هایم هم خسته بود از شنیدنِ بهانه هایِ تکراری از دروغ هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

برای شیطنت های بی وقفه،بی خیالی هر روزه،ناز و کرشمه ی من وآیینه،خنده های بلندو بی دلیل،برای آن احساسات مهار نشدنی...حالا اما...دخترک حساس و نازک نارنجی درونمچه بی هوا این همه بزرگ شده..چه قدی کشیده طاقتم.. ضرب آهنگ قلبمچه آرام و منطقی میزند...! چه شیشه ای بودم روزی، حالا اما به سخت شدن هم رضا نمیدهمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

برای تویی که نمیدانم کیستی؟ برای تویی که حتی نمی شناسمت... برای تویی که حتی چهره ات راهم ندیده ام... برای تویی که خدا برایم انتخاب کرده است ، برای تویی که قرار است سالها کنارهم زندگی کنیم ، برای تویی که لحظه ای تحمل ناراحتیت را ندارم ... تویی که قرار است هروقت درخیابان حواست پرت شد دستت رامحکم بفشاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

بـــاور کنآن قدر ها هم سخت نیستفهمیدن اینکه بعضی ها می آیند کهنماننــدنباشندنبیـننـدو تــو اگر تمامی ِدنیا را هم حتی به پایشان بریزیآنها تمامی ِبهانه های دنیا را جمع می کنند تااز بین آنها بهانه ای پیدا کنند که بــــرونددور شـــوندکه نـــمانند اصلاپس به دلت بسپار وقتی از خستگی هایِ روزگارپناه بردی بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

زن که باشی درباره ات قضاوت میکننددرباره ی لبخندت که بی ریا نثار هر احمقی کردی...درباره ی زیباییت که دست خودت نبوده ونیست و درباره ی تارهای مویت که بی خیال از نگاه شک آلوده ی احمق از روسری بیرون ریخته انددرباره ی روحت، جسمت، درباره ی تو و زن بودنت، عشقت، همسرت قضاوت میکنندتو نترس و زن بماناحمق ها همادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

خیلی وقت میشه که دست به قلم نشدم همه ی این شب ها وروزهاش رو ننوشتم در حالی که کلمات سرگردان در سرم جولان می دهند چه حالیست وقتی هزاران جمله ی نگفته پس ذهنم هست اما به گفته نم آیند و روی کاغذ سرریز نمی شوند نمی دانم ، شاید بایدهمانجا دیگر بمانند چند شب دیگر راباید اینجور به صبح برسانم من اصلا چن شب ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

نوشتن اصلا در هیچ زمان و دوره ای از زندگی کار من نبوده اما از یک اتفاقی به بعد آدمی یک شبه دست به کاری میزند که هرگز آن را تجربه نکرده خصوصا دخترهای سرزمینم!! دخترهای سرزمین من البته نه همه شان،بعضی هایشان، یک شب تا مرز دیوانگی و جنون خون گریه میکنند و از آن شب به بعد،صبح فردا آدمی دیگر میشوند..!! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

دلت گرفته ؟
- آره
دل همه میگیره
دل داشته باشی میگیره دیگه
یا رفیق من لا رفیق له
میخوای یه راهی بهت یاد بدم دلت وا بشه ؟
مثل من چشمات و ببند..د ببند دیگه
چی میبنی ؟
- هیچ کس
هیچ کس قشنگه دیگه ...

هیچ کس همه کسه ، همه کس هیچ کسه

#دوباره پاییز اومد

برچسب: نویسنده: متین میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 15:15

صفحه بندی